X
تبلیغات
دفترم
نوشتن
دلم میخواهد به اردیهشت فکر کنم

به پیچ جاده

به حادثه ای که تنها راه چاره است

دوست دارم آهنگ پر کوبش فکر کنم و قلبم در کند ترین حالت ممکن باشد

دوست دارم بتو فکرکنم  و دیگر هیچ

دینا را آغوش بگیرم و سخت بفشارم میان بازوانم و در هم حل شویم و یکی باشیم و بعد من پر بکشم میان کوهها و گردنه ها

این اردیبهشت به دیدنم بیا

این فطر

اینبار که تب کردم

اینبار که درد بی امانم کرد

اردیبشهت به دیدنم بیا


برچسب‌ها: گذشته
+ تاریخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ساعت 10:2 نویسنده مهاما |

شانه میزنم

شانه میزنم و باهر رد شدن شانه از گره مویم

دلم هری میریزد

اندازه میکردی حجم موهای پریشان و خیس مرا میان دستهایت ...


از ؟؟
برچسب‌ها: شعر
+ تاریخ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ساعت 14:6 نویسنده مهاما |

و بدینسان است که کسی میمیرد و کسی می ماند


فروغ فرخزداد


برچسب‌ها: شعر
+ تاریخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ساعت 14:1 نویسنده مهاما |

و بدینسان است که کسی میمیرد و کسی می ماند


فروغ فرخزداد


برچسب‌ها: شعر
+ تاریخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ساعت 14:1 نویسنده مهاما |

مست شو بانو
مست از من
آن چنان مست که دريا به رنگ گل سرخ درآيد
به رنگ شراب تيره
به رنگ خاکستري
به رنگ زرد
و چه زيباست
زني که در حضور شعر
تلو تلو مي خورد و
مست مي شود
من
در زيباترين نمود ام هستم
در درخشان ترين لحظات تمدن ام
آه
آن گاه تن به عشق مي سپارم
که متمدن شده باشم
بختي ديگر به من بده
تا تاريخ را بنويسم بانو
چرا که تاريخ
هرگز به تکرار خود برنمي خيزد



نزار قبانی


برچسب‌ها: شعر
+ تاریخ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ساعت 17:36 نویسنده مهاما |

تو را بسيار دوست دارم
و مي دانم که شيوه عشق من
کهنه شده است
شريان هاي قلبم
کهنه شده است
آمدن نامه بر من به پيش تو
و بردن گل هاي زيبا به خانه ات
همه آيين هايي کهنه شده  است

تو را بسيار دوست دارم
و روياي من اين است که مرا
در پيراهني نو مبهوت کني
و با عطري تازه ، ديدگاهي تازه
و روياي من اين است
که باراني از شط بلند پرسش ها
بر من بباري
و چون خوشه گندم از پارچه ناز بالش بشکفي
تو را بسيار دوست دارم
و مي دانم که نمي داني
و مسئله اين است


نزار قبانی


برچسب‌ها: شعر
+ تاریخ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ساعت 17:32 نویسنده مهاما |

چيزي که در دوست داشتنت
بيش تر عذابم مي دهد
اين است که گر چه مي خواهم
اما طاقت بيش تر دوست داشتنت را ندارم
و آن چه در حواس پنج گانه ام
به ستوهم مي آورد
اين است که آن ها پنج تا هستند ، نه بيش تر

زني استثنائي چون تو را
احساساتي استثنائي بايد
که بدو تقديم کرد
و اشتياقي استثنائي
و اشک هايي استثنائي
زني چون تو استثنائي را کتاب هايي بايد
که ويژه او نوشته شده باشند
و اندوهي ويژه
و مرگي که تنها مخصوص و به خاطر او باشد
تو زني هستي متکثر
در حالي که زبان يکي است
چه مي توانم کرد
تا با زبانم آشتي کنم


نزارقبانی


برچسب‌ها: شعر
+ تاریخ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ساعت 17:27 نویسنده مهاما |

درد 

از درد نوشتن هیچ خوب نیست ولی روزهای متوالی است  درد می کشم  . درد بی حال و عصبی ام میکند دلم چنگ چنگ می شود و استخوانهای ساق پایم آی .... مسکنها جواب نمی دهند .

تریاک نوشتن کاش تسکینی باشد


برچسب‌ها: نوشتن, درد
+ تاریخ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ساعت 11:26 نویسنده مهاما |

دوست داشتن فرزندعجیب ترین موهبتی است که خداوند از خود در مادرها ودیعه گذاشته است .

عجیب و قوی و تنومند

تا بحال هیچ چیز و هیچ کس را در این دنیااینطور دوست نداشته ام اینقدر عمیق اینقدر قوی و اینقدر کشنده و ویرانگر

تنومندی دخترک کوچکم

 


برچسب‌ها: دینا
+ تاریخ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ساعت 10:45 نویسنده مهاما |

امانم که بریده می شود صدایت می زنم و تو جواب نمیدهی


برچسب‌ها: خدا
+ تاریخ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ساعت 10:38 نویسنده مهاما |